نوروزتان مبارک

http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

+ {-35-}
3 + / 0 - 1394/08/07 - 18:51   توسط Mobile
ديدگاه
nafiseh

دسته ما معروف شده بود به دسته‌ی پیچ و مهره‌ای ها!
تنها آدم سالم و اوراقی نشده ، من بودم که تازه‌کار بودم و بار دوم بود که جبهه آمده بودم.
دیگران یک جای سالم در بدن نداشتند. یکی دست نداشت ، آن یکی پایش مصنوعی بود و سومی نصف روده هایش رفته بود و چهارمی با یک کلیه و نصف کبد به زندگانی ادامه می‌داد و… یکی از بچه ها که هر وقت دست و پایش را تکان می‌داد انگار لولاهایش زنگ زده و ریزش داشته باشد ، اعضا و جوارحش صدا می کرد ، با نصفه زبانی که برایش مانده بود گفت: «غصه نخورید ، این دفعه که رفتیم عملیات از تو کشته‌های دشمن یک ـ دو جین لوازم یدکی مانند چشم و گوش و کبد و کلیه می‌آوریم ، تقسیم می‌کنیم تا هرکس کم و کسری داشت ، بردارد.
على ، تو به دو سه متر روده ات مى رسی.
اصغر ، تو سه بند انگشت دست راستت جور مى شود.
ابراهیم ، تو کلیه دار مى شوى و احمد جان ، واسه تو هم یک مغز صفرکیلومتر کنار مى گذاریم.
شاید به کارت آمد «همه خندیدند جز من»
آخه احمد من بودم !

1394/08/7 - 18:51 توسط Mobile

امتياز مثبت

(3 کاربر)