نوروزتان مبارک

http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

یافتن پست: #شعر

ry2
برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنم// حاصل آن روزهایم را تماشا می کنم// تاب خندیدن ندارد چشم هایم بعد از این// تا تو باشی با تمام دردها تا می کنم// هیچ کس غیر از تو حالم را نمی فهمد و من //هی برای رفتنت امروز و فردا می کنم// فرق دارد حال امروز من و دنیای تو //صبر کن اینبار خود را در دلت جا می کنم //قدر یک باران زدن در این حوالی صبر کن// تازه دارم سور و سات عشق برپا می کنم// برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنم// هرچه دارم خرج در تکرار آن ها می کنم// حاصل آن روزهای من کتاب شعر شد //این کتابم را به چشمان تو اهدا می کنم {-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/26 - 22:30  
ry2
از تو سکوت مانده و از من، صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو

حرفی که خالی ام کند از روزهای سکوت
حسّی که باز پُر کنَدَم از هوای تو

این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه می روم و پا به پای تو

در خواب حرف می زنم و گریه می کنم
بیدار می کنند مرا دستهای تو

هی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم
حس می کنم کنارَمی و آه جای تو

این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/26 - 22:18  
ry2
نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست...
بی گمان در دل من جای کسی هست که نیست...
غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها...
شاعری محو تماشای کسی هست که نیست...
درخیالم وسط شعر، کسی هست که هست...
شعر آبستن رویای کسی هست که نیست...
کوچه در کوچه به دستان تو عادت می کرد...
شهری از خاطره منهای کسی هست که نیست...
مثل هر روز نشستم سر میزی که فقط...
خستگی های من و چای کسی هست که نیست...
زیر باران دو نفر،، کوچه ، به هم خیره شدن...
مرگ این خاطره ها پای کسی هست که نیست..{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/24 - 18:31  
ry2
ﮔﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
.

ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺻﺪ ﻏﺰﻝ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﻧﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ؟
.

ﺟﺎﻡ ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ اﮔﺮ ﺍﻣﺸﺐ مرا ﻣﺴﺘﯽ ﺩﻫﺪ
ﺗﺎﺍﺑﺪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻫﺴﺘﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
.

ﻏﺮﻕ ﮔﺸﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺯﻭﺍﻧﺖ ﻋﺎﻟﻤﯿﺴﺖ
ﻋﺸﻖ ﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻦ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
.

ﺩﺭ ﺗﺐ ﻫﺮ " ﺑﻮﺳﻪ ﺍﺕ " ﺟﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﭘﺮ ﻣﯿﮑﺸﺪ
ﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻣﻢ،ﺗﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ...{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/23 - 22:46  
ry2
برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنم// حاصل آن روزهایم را تماشا می کنم// تاب خندیدن ندارد چشم هایم بعد از این// تا تو باشی با تمام دردها تا می کنم// هیچ کس غیر از تو حالم را نمی فهمد و من //هی برای رفتنت امروز و فردا می کنم// فرق دارد حال امروز من و دنیای تو //صبر کن اینبار خود را در دلت جا می کنم //قدر یک باران زدن در این حوالی صبر کن// تازه دارم سور و سات عشق برپا می کنم// برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنم// هرچه دارم خرج در تکرار آن ها می کنم// حاصل آن روزهای من کتاب شعر شد //این کتابم را به چشمان تو اهدا می کنم{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/23 - 22:40  
ry2
کاش دنياي دل ما شبي از اين شبها//غرق هر چيز که مي خواهي و مي داني بود// دل اگر رفت شبي کاش دعايي بكنيم// راز اين شعر همين مصرع پاياني بود{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/05/25 - 13:22  
طوفان
طوفان
غافلگیرم کردی درست مثل شعر !
در دلم نشستی درست مثل عشق !
و به من جانى تازه بخشیدی
درست مثل جوانی !

تعجب میکنم
نکند تو آنی !
نکند تو همانی !
امضا : به نخاع می مانی دوست داشتن ات قطع شود ، فلج می شوم...!
ديدگاه · 1396/05/13 - 11:18  
╭○❀ FARAN ❀○╮
╭○❀ FARAN ❀○╮
گاهـے شعر سراغم را مے گیرد

گاهـے

هواے تو .....

فرقـے نمے ڪند.....

هر دو ختم مے شوند بہ دلـتنگـے مــن

f399977722.jpg
امضا : فـــــــارانــــــــ
ry2
ﮔﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
.

ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺻﺪ ﻏﺰﻝ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﻧﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ؟
.

ﺟﺎﻡ ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ اﮔﺮ ﺍﻣﺸﺐ مرا ﻣﺴﺘﯽ ﺩﻫﺪ
ﺗﺎﺍﺑﺪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻫﺴﺘﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
.

ﻏﺮﻕ ﮔﺸﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺯﻭﺍﻧﺖ ﻋﺎﻟﻤﯿﺴﺖ
ﻋﺸﻖ ﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻦ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ
.

ﺩﺭ ﺗﺐ ﻫﺮ " ﺑﻮﺳﻪ ﺍﺕ " ﺟﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﭘﺮ ﻣﯿﮑﺸﺪ
ﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻣﻢ،ﺗﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ...{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/04/14 - 23:34  
ry2
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست //عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست //ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد// کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست //در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید //هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست// بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند// دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/03/11 - 23:24  
ry2
گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟
تشنه ی روی تو هستم آب میخوام چه کار؟

چشمهایت صد غزل از عاشقان عالم است
این همه دیوان و شعر ناب میخواهم چه کار؟

جام لبهایت اگر امشب مرا مستی دهد...
تا ابد هشیار هستم، خواب میخواهم چه کار؟

غرق گشتن در میان بازوانت عالمییست..
عشقِ تـــو باشد، مـــن ..او را میخواهم چه کار؟

در تب هر بوسه ات جان از بدن پر میکشد...
گر نباشی من تمامم، تاب میخواهم چه کار؟{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/03/3 - 23:21  
ry2
همواره در برابر لیلی جنون کم است

شیرین اگر تویی به خدا بیستون کم است

تنها دلیل کثرت شاعر تویی، ولی

هر قدر شعر گفته شده تا کنون، کم است

من آمدم که یک شبه شاعر شوم تو را

اما برای وصف تو، عمر قرون کم است

من آه می کشم که چه می خواهی از دلم

باور مکن کشیدن آه از درون کم است

کاری کن ای عزیز، زلیخا شود دلم

یوسف اگر تویی، جگر غرق خون کم است{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/03/3 - 23:06  
ry2
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود//
باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود//
دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند//
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود//
تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای//
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود//
خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم//
آیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شود؟//
می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها//
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود//
تا نیستی تمام غزل‌ها معلق‌اند//
این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/03/2 - 21:47  
ry2
از تو سکوت مانده و از من، صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو

حرفی که خالی ام کند از روزهای سکوت
حسّی که باز پُر کنَدَم از هوای تو

این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه می روم و پا به پای تو

در خواب حرف می زنم و گریه می کنم
بیدار می کنند مرا دستهای تو

هی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم
حس می کنم کنارَمی و آه جای تو

این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/03/2 - 16:38  
Sina
Sina
پنهون پشت مذهب راهب های بچه باز

پشت شهوتِ شعر شاعر های اهلِ حال

من ناراحت نیستم واسه تو

ناراحتم واسه مادرت بخاطر این وضعِ حملش

بیخیالِ خیلیام غرقِ کِشتیا

تو أ رو پل رفتیو من أ راه دره


فرشاد : تیغ
امضا : انـᓆــב בـפּــב تـפּ بـבنـᓄـهـ ڪهـ نـᓄـیــرωـهـ פֿــפּـטּ بهـ ᓄـغزᓄ
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 انتها

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ