نوروزتان مبارک

http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

یافتن پست: #تنها

حسین
حسین
مکتب هیاهو می خواهد

پیر جماران یه جای توی تاریخ گفتن مگر میشود که بروید زیر سقف و زیارت عاشورا بخوانی و با نذر صد صلوات که مکتب حفظ بشود نه خیر مکتب هیاهو می خواهد
با یک جا نشستن و گریه کردن که کار پیش نمی رود شور و شعور تواهم با هم باید باشد میروی هیئت کلاس نذار با صدای بلند حسین رو صدا کن با صدای بلند جواب نوحه مداح را بده رجز خوان امام حسین ع باش همون اقایی که فدای غروبت تنهایش بشم که هیاهو طبل دشمن اجازه نمیداد صداش به کسی برسه بذار بعد چند دهه بگویند این هیاهوی دسته ی حسین است بذار چشمانشان ببیند که خمیه اقا پر است
امضا : خدایا چشمی گریان پر زآب/ تقدیر را برایم تو کن انتخاب
ديدگاه · 1396/07/4 - 16:41  
ry2
کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود، روی ساحل نوشت:
"دریا دزد کفشهای من."
مردی که از دریا ماهی گرفته بود، روی ماسه ها نوشت:
"دریا سخاوتمندترین سفره هستی."

موج آمد و جملات را با خود شست.
تنها برای من این پیام را گذاشت که :
✔ برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی.{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/26 - 22:22  
ry2
راز دل فاش کنم، بی تو مرا یار نبود
جز تو انگار کسی عاشق این زار نبود

هرچه گفتم غزل از دوری تو خوب نشد
چه کنم قافیه امشب به قلم یار نبود

من به آزادی این رابطه مومن بودم
اینکه عاشق بشود از سر اجبار نبود

رفتنت زلزله ای بود، که آمد رد شد
بم چنانی که منم تلی از آوار نبود

فکر کردم که تو میمانی و دل خوش کردم
دلخوشی قسمت این قلب گرفتار نبود

غیر غم هیچ کسی با من و دل یار نبود
جمع تنهایی ما محفل اغیار نبود

حرف حلاج که حق بود خریدار نداشت
ورنه منصور سزاوار سر دار نبود {-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/26 - 22:21  
ry2
ای که از چشم من احساس مرا می خوانی
احتیاجی به سخن نیست ،خودت می دانی

فقط این جمله که سخت است نگویم با تو
دوستت دارم و دانی به همین آسانی

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمین،جان خودت می دوزم

گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد

بی تو یک لحظه رمق در دل ودر جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست

بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم

شده ام مرثیه خوان دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/26 - 22:20  
ry2
ای که از چشم من احساس مرا می خوانی
احتیاجی به سخن نیست ،خودت می دانی

فقط این جمله که سخت است نگویم با تو
دوستت دارم و دانی به همین آسانی

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمین،جان خودت می دوزم

گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد

بی تو یک لحظه رمق در دل ودر جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست

بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم

شده ام مرثیه خوان دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/26 - 22:13  
ry2
یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهد
مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد

گاه با یاد تو زانو به بغل می گیرد
خاطراتش شده افسانه ، تو را می خواهد

می نشیند سر راه تو ، که بر می گردی
عمری اینجور غریبانه تو را می خواهد

پای پیمان تو از جان و دلش می گذرد
عشق می ورزد و مردانه تو را می خواهد

یاد تو همدم تنهایی شب هایش هست
یعنی عاشق شده رندانه ، تو را می خواهد

روی ناچاری اگر جرعه ای از باده خورد
غرض این است که مستانه تو را می خواهد

چشم بر پنجره ی نازک دل می دوزد
تا بیایی ، دل ویرانه تو را می خواهد{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/24 - 18:52  
ry2
سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟

من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟

«تنهایی و رسوایی» ، «بی مهری و آزار»
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/24 - 18:48  
ry2
ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیاز
با ، دو پیمانه ، از آن تلخ، مرا باز بساز

در خودم، گُم شده ام،تا که بجوُیَم خود را
خُمِ مَی را به سَرم ریز و به راهم انداز

وای از این خاطرِ آزرده،که تسکین نگرفت
داد و بیداد، که آن رفته، نمی آید باز

دستِ شوریده شناسی،دلِ ما را ننواخت
دستِ لطفی تو برون آور و ما را بنواز

دَر چه شب ها، که نبودی و به یادت بودیم
من و دل، با همه ی بارِ غم و شیب و فراز

راستی،چیزی از آن دوره، به یادت مانده است؟
مانده در یادِ تو، یک حرف از آن راز و نیاز؟

یاغی و خانه ی از عشق تُهی می دانند
حالِ تنهائی و دلتنگیِ شب های درا{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/06/23 - 22:32  
حسین
حسین
‌خراست

{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}
امضا : خدایا چشمی گریان پر زآب/ تقدیر را برایم تو کن انتخاب
حسین
حسین
با خودت تنها بگی بنویسی اصلا خوب نیست

{-6-}{-6-}{-6-}{-6-}{-6-}{-6-}{-6-}
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
امضا : خدایا چشمی گریان پر زآب/ تقدیر را برایم تو کن انتخاب
حسین
حسین
مایکل شوماخرچندین سال متوالی در مسابقات رالی در دنیا اول شد. وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند ، در جواب گفت :
تنها رمز موفقیت من این است که زمانی که دیگران ترمز می گیرند ، من گاز می دهم .

مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند.
تصمیم بگیر وقتی که دیگران مـُرددند.
خود را آماده کن وقتی که دیگران در خیال پردازیند .
شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند .
کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند .
صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند .
گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند .
لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند .
پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند .
امضا : خدایا چشمی گریان پر زآب/ تقدیر را برایم تو کن انتخاب
ry2
ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیاز// با ، دو پیمانه ، از آن تلخ، مرا باز بساز// در خودم، گُم شده ام،تا که بجوُیَم خود را //خُمِ مَی را به سَرم ریز و به راهم انداز// وای از این خاطرِ آزرده،که تسکین نگرفت// داد و بیداد، که آن رفته، نمی آید باز //دستِ شوریده شناسی،دلِ ما را ننواخت //دستِ لطفی تو برون آور و ما را بنواز //دَر چه شب ها، که نبودی و به یادت بودیم //من و دل، با همه ی بارِ غم و شیب و فراز //راستی،چیزی از آن دوره، به یادت مانده است؟ //مانده در یادِ تو، یک حرف از آن راز و نیاز؟// یاغی و خانه ی از عشق تُهی می دانند// حالِ تنهائی و دلتنگیِ شب های دراز{-35-}
امضا :
ry2
خداوندا …… هدایتم کن تا به این باور برسم که جواب برخی دعاهایم “صبر” و “انتظار” است…….{-35-}
امضا :
ry2
شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟ //مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟ //گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود// من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟ //تو پر از خاطره ای ، داشتنت حق من است// با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟ //دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت //می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟// همه را از دل من عشق تو بیرون کرده //مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟ //می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما //تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟ //خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس// تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم{-35-}
امضا :
ديدگاه · 1396/05/25 - 13:30  
saeid
saeid

پرده‌ها را کنار می‌زنیم

که خورشید و ماه را ببینیم

اما خورشید و ماه

مبدل به دو تکه سنگ

لغزان شده‌اند

همه ما

اندک‌‌اندک

تنها می‌شویم




امضا :
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 انتها

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ