http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

saba فرياد مي زند:
_

saba

مشخصات

موارد دیگر
  • saba (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 173 پست
  • امتياز: 332.05
  • 667 ديدگاه
  • حالت امروز : عاشق
  • تاریخ تولد : 1392-04-07
  • جنسیت - وضعیت تاهل : f - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; اصفهان
  • تحصیلات : دیپلم
  • شغل : دانشجو
  • وزن: 50 - قد: 170
  • وضعیت خدمت : نرفته ام
  • سیگار : نمی کشم
  • مدل گوشی : galexy s4
  • مدل ماشین : پرادو
  • علاقه مندی ها : اهنگ گوش دادن،فیلم کره ای دیدن،ساززدن

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(89 کاربر)

کد QR شخصی

[توضیحات]
saba کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

برچسب ‌های شخصی

بازديدکننده

(5941 کاربر)
تبلیغ رایگان
saba
saba
در بازي رفاقت ديدم نارفيقاني را كه بر دل ساده رفيقشان خنجر زدند و قهقه زنان فيگور زرنگي بر خود گرفتند؛ تلنگري خوردم؛كه رفاقت رسم انسان است نه هر بي سر و پايي.تقدیم به سرور رفیق ها!
امضا :
saba
saba
در بازي رفاقت ديدم نارفيقاني را كه بر دل ساده رفيقشان خنجر زدند و قهقه زنان فيگور زرنگي بر خود گرفتند؛ تلنگري خوردم؛كه رفاقت رسم انسان است نه هر بي سر و پايي.تقدیم به سرور رفیق ها!
امضا :
saba
saba
خدايش قشنگه بخونیدش:
يك روزي پسري باخانوادش دعواش شدوازخانه بيرون زد وبه خانه يكي ازدوستانش رفت ويك ماه اونجاموند
بعدازيك ماه دختري راسركوچه ميبيندوبهش تيكه ميندازد
يكي ازدوستانش ميكه:ميدوني اين كي بود؟؟
ميكه :نه
ميكه اين خواهرهمون رفيقت بود كه يك ماه خونشون بودي
عذاب وجدان ميگيره وميره خونه رفيقش رفيقش داشته شراب ميخورده به رفيقش ميگه ببخشيدمن سركو چه به دختري تيكه انداختم ولي نميدونستم خواهرتوبود
رفيقش پيكشوميبره بالاوميگه :به سلامتي رفيقي كه يك ماه خونمون خوردوخوابيدولي خواهرمونشناخت
امضا :
saba
saba
هميشه كفتيد خواهرم حجابت .... يك بارهم بكوييدبرادرم نكاهت...
امضا :
saba
saba
دلیل اصلی خداحافظی فرهاد مجیدی مشخص شد:
لیگی که لنگیا صدر جدول باشن ارزش بازی کردن نداره!
استقلالیابزنن لایک!!!!
امضا :
saba
saba
من یک دخترم... دقت کن «دخترم» منو با هرزه هایی که آویزونتن و دنبالتن اشتباه نگیر روحم عظیمه... از جنس اونایی که دورت پُـره نیستم خاصم در نوع "خودم" برای داشتن من باید تلاش کرد... چون برای خودم نمیتونم قیمت تعیین کنم خسته ام... اما با پولا و دروغای تو شارژ نمیشم فرق میکنم عشق پاستیل و دور دور نیستم دنبال مخ زدن و تیغ زدنم نیستم هیچ مذکری توی زندگیم نیست و خیلی خوشحالم چون مردای امروز فقط «نر» هستن با کسی میپرم که ارزش منو بفهمه نه این که فقط چون جنس «ماده» ام بیاد سمتم... میفهمی حالا چرا به همه میگم نه؟! چون منو نمیشناسن و ادعا میکنن... چون مرد نیستن! سلامتي هرچي دختره خوبه
امضا :
saba
saba
پسر:فردابیاخونمون دختر:مامانم نمیذاره پسر:بگومیری استخر!دختررفت خونش پسر:مگه نگفتی میری استخربروحموم موهاتوخیس کن دختررفت،پسرزنگ زدبه دوستاش یکی یکی رفتن حموم اما...یکی رفت بعد1ساعت دیگه درنیومد،رفتن دیدن هردورگشونوزدن باخونش رودیوارنوشته:نامردآ. . .خواهرم بود.
امضا :
saba
saba
پدری بودکه دخترشومیفروخت ی روزدختره فرارمیکنه وبه شیخی که حاکم اون شهربودپناه میبره شیخ به دختره دلداری میده میگه نترس من مواظبت هستم شب وقتی دختره میخوادبره تواتاقش بخوابه میبینه شیخ بابدنی لخت ازدختره تقاضامیکنه که باهم شب روسرکنن دختره ازکاخ فرارمیکنه توجنگل و ی کلبه میبینه که کنارش چندتاپسرنشستن دارن مشبروب میخورن ساقی دختررو میارش کنارآتیش دختره باگریه همه چیروتعریف میکنه ساقی میگه نترس ماباتوکاری نداریم بروتوکلبه بخواب دختره بیچاره باخودش میگه پدرم به من پدری نکرد،شیخ هم خواست بهم تجاوزکنه حالامن توکلبه ی چندتاجوان مست تاصبح چه جوری بخوابم دختره خوابش میبره صبح وقتی بلندمیشه میبینه چندتاجوان خوابیدن وپتوهاشون روگشیدن رودختره تاگرمش بشه که چشش می افته به ساقی میبینه پیک عرق دستشه ویخ زده ساقی تاصبح توسرمابیداربودتادختره درامان باشه دختره میره پیش ساقی پیک روبرمیداره میگه روزی اگرحاکم این شهرشوم خون صدشیخ فدای یک مست خواهم کرددرکعبه دومیخانه بناخواهم کردتانگویندمستان زخدابیخبرند. صفا هرچی لوتیه.
امضا :
saba
saba
سلام دوستان!!!!!!!
امضا :
saba
saba
سلام!!!!!!!
امضا :
saba
saba
دقیقه ی سوم وگل ارش برهانی ای جانم بسوزن بعضیا!!!
امضا :
saba
saba
بچه هاشب خوش من رفتم!!!!بابای!!!
امضا :
saba
saba
ye seria ham hastan hanuz jenisateshun vasashun moshakhas nashode!
akhe toi ke hanuz male or female o nafahmidi chera be babat gofti vasat gushi bekhare???
امضا :
saba
saba
فلک کور است دل شوريده در شور است
صداي خنده و آواز مي آيد
ز کوي دلبرم امشب صداي ساز مي آيد
دلم بي وقفه مي لرزد
نمي دانم چرا تنگ است و مي ترسد
قدم لرزان به سوي کوچه مي آيم
و با خود زير لب آهسته مي گويم
خدا يا ترس من از چيست ؟
عروس جشن امشب کيست ؟
 
صداي همهمه با ورود شيخ عاقد مي شود خاموش
صداي شيخ مي آيد وکيلم من ؟
جوابم ده وکيلم من ؟
صداي آشنايي بله مي گويد و مردم يک صدا با هم مبارک باد مي گويند .
خداي من صداي دوست صداي آشناي اوست !
دلم در سينه مي لرزد، براي مدتي ساکت، براي مدتي خاموش
و ناگه نعره ام در کوچه مي پيچد
مبارک نيست مبارک نيست
نگار من عروس جشن امشب نيست
بگوييدم دروغ است .
آنچه بشنيدم دروغ است
آنچه فهميدم دروغ است
ولي افسوس صداي نعره ام در ساز مي ميرد
و داماد سر خوش از نگارم بوسه مي گيرد .
فلک کور است، زمين و آسمان کور است .
خداي من چه کس مي گويد اين سان ساکت و آرام بنشيني ؟
چه کس مي گويد اين سان بي تفاوت بر لب اين بام بنشيني ؟
اگر مردم نمي دانند تو که ناديده مي داني
همين دختر که امشب بله مي گويد عروس ماست
عروسي را که امشب ره به سوي حجله مي پويد
قسم مي خورد عروس ماست
عروس حجله
امضا :
saba
saba
من شیرینی میخام!!!!!!!
زودباشین!!!
امضا :
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 انتها