نوروزتان مبارک

http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد



در سمت تو امر دلم باران دستم باران دهانم باران...روزم را با بندگیه تو پا گشا میکنم......

درد و دل و حرف های خدایی....

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

- سمت خدا -

گروه عمومی · 116 کاربر · 427 پست
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
ما را ز خاک کرببلا آفریده اند

با ذوق چشم های خدا آفریده اند

ما را زخاک و یکصدوده خمره ی شراب

تنها به عشق آل عبا آفریده اند
امضا :
ديدگاه · 1393/05/1 - 21:34  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
ما را شهید اشک و محن آفریده اند

عاشق تر ازاویس قرن آفریده اند

امرخدای عزوجل بوده در ازل

ما را برای سینه زدن آفریده اند
امضا :
ديدگاه · 1393/05/1 - 20:45  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
آن تیغ که آمد به سر من از پشت

کمتر به سرم بود ز ضرب انگشت

سنگین تر این تیغ رسیده به سرم

آن لحظه که زهرا به رخش آمد مشت
امضا :
ديدگاه · 1393/05/1 - 20:43  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
گاهی در مقام جر زنی و لجبازی در برابر برخی مسایل و ناملایمات روزگار ازش دلگیر میشم ولی منصفانه که بهش نگاه میکنم گواهی میدم که خدا خوب خدائیه و ما بد بنده ای ...

خدایی که در هر لحظه از شبانه روز و در هر حالت و وضعیتی میشه صداش کرد و باهاش صحبت کرد حتی با عاشقانه ای مثل راز و نیاز

خدایی که کسی نمیتونه مصادره اش کنه و مال همه ست ...
امضا :
ديدگاه · 1393/05/1 - 01:21  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
دلسوخته را روز جزا نیست حسابی
گو سخت تراز آتش هجران چه عذابی
امضا :
ديدگاه · 1393/04/30 - 22:52  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
ترک دیوانگی از طعنه مردم نکنیم
شهر گر تنگ شود دامن صحرایی هست
امضا :
ديدگاه · 1393/04/30 - 21:00  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
اگر گیر وضو با آب زمزم/اگر سجاده گردد عرش اعظم
اگر گویی اذان بر بام افلاک/گرت تکبیرگردد سینه ات چاک
اگر ضرب المثل گردد خضوعت/به حمدوقول الله در رکوعت
گر باشد به توحیدت تعهد/اگر گردی شهید اندر تشهد
مبادا بر نماز خود بنازی/علی را گر نداری بی نمازی
امضا :
ديدگاه · 1393/04/27 - 22:56  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
وقتی حداکثــــری وجود نداره ،
بهتره آدم حداقل از حداقــل ها لذت ببره . . .
امضا :
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
شیخ رجبعلی خیاط ....

ایشون ارادت خاصی به آقا امام زمان و انتظار فرج و ظهور آن بزرگوار داشت و هر موقع از آقا صحبت می کردند می گریست.

و می فرمود:اغلب مردم اظهار می کنند که ما امام زمان (عج)را از خودمان بیشتر دوست داریم، حال آنکه این طور نیست. زیرا اگر او را بیشتر از خود دوست داشته باشنیم، باید برای او کار کنیم،نه برای خود.
امضا :
ديدگاه · 1393/04/27 - 14:55  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
گنجشک وخدا ...........
گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود!!
خدا گفت : چیزی بگو...!!
گنجشک گفت : خسته ام ......
خدا گفت : از چه.....؟؟!!
گنجشک گفت : از تنهایی ، بی کسی ، بی همدمی ، کسی تا به خاطرش بپری ، بخوانی ، او را داشته باشی.........!!
خدا گفت : مگر مرا نداری.....؟؟!!
گنجشک گفت : گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند.....!!
خدا گفت : آیا هرگز به ملکوتم آمده ای ....؟؟!!
گنجشک ساکت شد.......!!
خدا گفت : آیا همیشه در قلبت نبودم ؟؟!!
چنان از غیر پرش کردی که دیگر جایی برایم نمانده.....
چنان که دیگر توان پذیرشم را نداری..........
گنجشک سر به زیر انداخت ، چشم های کوچکش از دانه های اشک پر شد.......
خدا گفت : اما همیشه در ملکوتم جایی برای تو هست........
بیا..................
گنجشک سر بلند کرد ، دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود.....
گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود.....
امضا :
ديدگاه · 1393/04/27 - 14:51  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ...
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ...
خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام
از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ...
آری پروردگارم از این دنیا خسته ام از آدم هایش
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ...
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از
عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ...
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ
است ... به ظاهر پاک و صادقانه است ... ای خدایم ای معبودم خسته ام ... کو
زندگی پاک و مقدسانه ... کو دست عشق و محبت ... کو سفره ی وفا و
صداقت ...همه رفته اند و نیرنگ مانده است من خسته ام ...از این همه
بی وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این
همه ناله و فغان ... خسته ام ... آری ... خسته ام ... از دست خودم خسته ام از
دست این زندگی که برایم سیاه بختی آورده است خسته ام ...
از دست همه خسته ام...
امضا :
ديدگاه · 1393/04/27 - 14:49  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
شنيده ام به زمين خورده اي زمان لرزيد

و ماه بودي و افتادي آسمان لرزيد

نبوده اي كه ببيني چه كرد عمه ي ما

به خطبه اش بدن اين يزيديان لرزيد

هنوز هم به خدا از سر تو ميترسند

به وقت ديدن رأس تو ساربان لرزيد

تو را زمين زدن و احترام ما كم شد

به زير ضربه ي سيلي رقيه جان لرزيد

كجاست غيرت مطلق ، پناهگاه حرم

لبان قاري قرآن و خيزران ؟ ، لرزيد

چه ديده است؟ نميدانم ، عمه جان من

هميشه وقت رسيدن به اين سنان لرزيد
امضا :
ديدگاه · 1393/04/16 - 23:26  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
حسرت زیارت تو مونده تو این دل زارم
امضا :
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
رمضان آمده ، مهمان ربابیم همه

دم افطار اگر تشنه ی آبیم همه...
امضا :
ديدگاه · 1393/04/15 - 00:31  
ᓄـهرבاـב
ᓄـهرבاـב
ايد امسال عطش ، بر همه معنا بشود

روزها ياد لب حضرت سقا بشود

از سحر تا دم افطار كه شد غالب ضعف

ياد از غربت گمگشته زهرا بشود
امضا :
ديدگاه · 1393/04/15 - 00:31  
صفحات: 4 5 6 7 8 انتها ابتدا