http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

مشخصات

موارد دیگر
  • sahar (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 61 پست
  • امتياز: 56.85
  • 22 ديدگاه
  • حالت امروز : شاد و سرحال
  • تاریخ تولد : 1374-12-07
  • جنسیت - وضعیت تاهل : f - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; فارس
  • تحصیلات : لیسانس
  • وزن: 50 - قد: 169
  • سیگار : نمی کشم
  • مدل گوشی : samsung
  • مدل ماشین : kamery

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(27 کاربر)

کد QR شخصی

[توضیحات]
sahar کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

بازديدکننده

(2003 کاربر)
تبلیغ رایگان
sahar
sahar
پیشاپیش عید را به همه دوستانم تبریک می گویم{-35-}{-35-}
امضا :
sahar
sahar
تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز …
چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم !
::
امضا :
sahar
sahar
چند تکه از تو
پریشان افتاد
ته فنجانی که فالم را می گرفت…
می گفت آرام نیستی
و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد…
امضا :
sahar
sahar
دلم گرفته از تو و این دنیای بی حیا
از تو که رفتی و از دنیایی که تو را بی وفا کرد
تنها غم نبودنت را سهم این دل بی گناه کرد
و دل من را بازیچه دست آن دل بی وفایت کرد
امضا :
sahar
sahar
گـــاهی دلم می خواهد وقتی بغض می کنم

خدا از آسمان به زمین بیاید ، اشک هایم را پاک کند،

دستم را بگیرد و بگـــــوید :

اینجا آدما اذیتت می کنن ؟؟؟

بیا بریم ...

( خدایا تو مال من باش ، کسیرو ندارم .... )
امضا :
sahar
sahar
عید همه دوستان {-35-}مبارک
امضا :
sahar
sahar
از همان آغاز قـــصه دردهـــــایم راندیــد

روى خـط سرنوشتش رد پایـــم را ندیــد

روبرویــم ایـستاد اما چـــرا او هــیچوقـت

بغض سنــگین ونفسگـیر صدایـم را ندیـد

در ســراپـــاى دلـــــم آتــشفشانى خفتـه بود

آتــشى خامــوش بودم شعــله هــایم را ندیــد

هـر نــفـس در خـــود شکستــن در سراب لـحظه هــا...

وسعت ویـرانــى بى انتهایــــم را ندیــد

سیــنه ام لبریــز شـــد از انفجـــار یــک سکوت

او ولــــى خامـــوشى فــریاد هــایم را ندیــد

با نـگاهى بـــى تفاوتــــــــ ـ رد شــد و وقتـــى که رفت

لحظه ى پـیــوند غـــم با روزهایـــم را ندیــد

یک نفس از من جـدا شـد او و از این فاصلـه...

خلوت دیــرینه ى درد آشـــنایم را ندیــد

ابــــر بارانــى شـــــدم حتـى براى یکـــ نگــاه

سردى چشـمان خیس و مـبتــلایـم را ندیــد

شــهر پاییـــزى شــدم هـــرگز ولـى وقـــــتى که رفت

غربت و دلتنگــــى پس کــوچه هـــایم را ندیـــد
امضا :
sahar
sahar
قول داده ام…

گاهی

هر از گاهی

فانوس یادت را

میان این کوچه ها بی چراغ و بی چلچله، روشن کنم

خیالت راحت! من همان منم؛

هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره

میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم

اما به هیچ ستاره‌ی دیگری سلام نخواهم کرد…

خیالت راحت!
امضا :
sahar
sahar
و تو

هر جا و هر کجای جهان که باشی

باز به رویاهای من بازخواهی گشت

تو مرا ربوده٬ مرا کشته

مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای

هم از این روست که هر شب

تا سپیده دم بیدارم

عشق همین است در سرزمین من

من کشنده ی خواب های خویش را

دوست می دارم!
امضا :
sahar
sahar
چه خوب می‌شد

یک دور، دور خودت بگردی،

دور و برت را کامل نگاهی بیندازی،

کمی خیالت را دست کاری کنی

و جایی برایم گوشه ی دلت بگذاری

جایی که جای هیچ کس نیست

همان گوشه‌ی خالی دلت که هیچ کس پیدایش نمی‌کند هیچ کس ...

آنجا را برای من کنار بگذار
امضا :
sahar
sahar
گاه یادِ همان چند ستاره‌ی دور که می‌افتم

دور از چشمِ تاریکی

می‌آیم نزدیکِت

کمی دلم آرام بگیرد

خیالم آسوده شود

جای بعضی زخم‌ها را فراموش کنم

اما هنوز نگفته: ها!

باد می‌آید.



با این حال تو خودت قضاوت کن

من هنوز هم

بدترین آدم‌ها را دوست می‌دارم.
امضا :
sahar
sahar
آه که چقدر سرانگشت خسته بر بخار این شیشه کشیدم
چقدر کوچه را تا باور آسمان و کبوتر
تا خواب سر شاخه در شوق نور
تا صحبت پسین و پروانه پائیدم و تو نیامدی!
باز عابران، همان عابران خسته ی همیشگی بودند
باز خانه، همان خانه و کوچه، همان کوچه و شهر همان شهر ساکت سالیان!...
من اما از همان اول باران بی قرار می دانستم
دیدار دوباره ما میسر است...!
مرا نان و آبی، علاقه عریانی، ترانه خردی، توشه قناعتی بس بود
تا برای همیشه با اندکی شادمانی و شبی از خواب تو سر کنم
نوش
امضا :
sahar
sahar
روزها و ماهها میگذرن
تا میرسن به یک روز خاص روزیکه برای خودته برات مهمه
نگرانی نکنه کسی یادش رفته باشه
گوشیتو نگاه میکنی
به این روز میگن روز تولد
امروز روز منه.
امضا :
sahar
sahar
گر چه خویش را به هر چه خواستم رسانده ام
عشق من ! قبول کن هنوز بی تو مانده ام

تو : نهایت تمام قله های دوردست
من : کسیکه عشق را به قله ها رسانده ام

هر شب از هزار و یک شبی که با تو بوده ام
دامنی ستاره پیش پای تو فشانده ام

گرچه من سرم برای عشق درد می کند
با وجود این , تو را به دردسر کشانده ام

دامن تمام ابرهای دوردست را
با هوای آفتاب روی تو تکانده ام

گرچه آسمان تمام هستی مرا گرفت
بر لبم به خاطر تو شکوه ای نرانده ام

خوب من ! به جان آینه, به چشم تو , قسم
یک دل زلال در برابرت نشانده ام

حرف آخرم : همین که با تمام شاعریم
غیر تو ، برای هیچکس غزل نخوانده ام !
امضا :
sahar
sahar
دست تو باز می کند پنجره های بسته را

هم تو سلام می کنی رهگذران خسته را

دوباره پاک کردم و به روی رف گذاشتم

آینه قدیمی غبار غم نشسته را

پنجره بیقرار تو ، کوچه در انتظار تو

تا که کند نثار تو ،لاله دسته دسته را

شب به سحر رسانده ام ،دیده به ره نشانده ام

گوش به زنگ مانده ام ،جمعه عهد بسته را

این دل صاف کم کٍمک شدست سطحی از ترک

آه ! شکسته تر مخواه ،آینة شکسته را
امضا :
صفحات: 1 2 3 4 5 انتها