http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

maryam فرياد مي زند:
_

مشخصات

موارد دیگر
  • maryam (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 227 پست
  • 28 ديدگاه
  • حالت امروز : شاد و سرحال
  • تاریخ تولد : 1377-03-01
  • جنسیت - وضعیت تاهل : f - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; اصفهان
  • تحصیلات : دیپلم
  • سیگار : نمی کشم

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

کد QR شخصی

[توضیحات]
maryam کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

بازديدکننده

(2128 کاربر)
تبلیغ رایگان
maryam
maryam
آزارم میدهی ؛
به عمد ...یا غیرعمد خدا میداند...
اما من آنقدر خسته ام ,
آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ...
حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است ...
اشک میریزم...
سکوت میکنم و تو ...
همچنان ادامه میدهی...
نفرینت هم نمی کنم ...
خیالت راحــتـــــ . . .
شکســـــته ها نفرین هم بکــنند ،
گیرا نیســـت …!
نـــفرین ،
ته ِ دل می خـواهد
دلِ شکســـته هـم که دیگر
ســــر و ته ندارد....
امضا :
maryam
maryam
گفتـی سیب ...
و لبانت برای لبخندی گشوده شد
چیک چیک !
اولین تصویر
در روحم
تصویر میوه ممنوعه ای بود که از میان
لبان به سرخی سیبت
خارج شد!
من نه فرشته ام
و نه شیطان...

من آدمی هستم که
می فهمم لبخندت بهشتی از سیب به پا خواهد کرد
پس می خندم که بگویم : سیب !!
امضا :
maryam
maryam
می گویند : شاد بنویس ...نوشته هایت درد دارند!
و من یاد ِ مردی می افتم ،که با کمانچه اش ،
گوشه ی خیابان شاد میزد...اما با چشمهای ِ خیس ... !!!

میخواستم از عشق بنویسم
از حس خوب عاشق شدن
از طعم شیرین دلدادگی
از تپیدن های عاشقانه قلب
از تبسم شیرین مانده بر چهره ی عشاق
ولی نگذاشتند !
گفتند ننویس جرم است
مجازات دارد دروغگویی !
محکوم میشوی بیچاره ...
اینجا همه عشاق تحت تعقیب اند
اینجا اگر عاشق شوی مجنون صدایت میکنند
اگر دلت را تقدیم کنی با سو ظن نگاهت میکنند
اگر قلبی به قرمزیه عشق بکشی تیری از میانش میگذرانند
و آنقدر گفتند و شنیدم که حالا به خوبی فهمیده ام
اینجا نباید عاشق شد ... نباید دل سپرد ...
نباید از لیلی و مجنون چیزی نوشت و نباید به دروغ لب گشود !
اینجا باید صادق بود ...
و صداقت یعنی عشق هم مثل شیرین ِ فرهاد فقط یک افسانه است .....
امضا :
maryam
maryam
انگار همین دیروز بود
نگاهت می کردم با شوقی انکار ناپذیر،نگاهم می کردی با دیده ای پر از تردید.
لبخندی میزدم پر شورتر از خورشید،اخمی می کردی سردتر از زمستان.
بغضی می کردم به وسعت دریا،لبخندی می زدی به وسعت دنیا.
دیروز و دیروزها نمی دانستم برای چه مستحق این عذابم!
ولی امروز...
نگاهم می کنی با شوق،نگاهت می کنم.
لبخندی میزنی گرم،نگاهت می کنم.
بغضی می کنی جانسوز،نگاهت می کنم.
من فقط و فقط نگاهت می کنم...
نگاهی خالی از لبخند و گریه
نگاهی خالی از بغض و کینه
و تو تعجب میکنی از حال دیروز و امروز،
و من امروز می دانم چرا فقط نگاهت میکنم
فقط نگاهت می کنم تا مبادا...
لبخندی بزنم،بغضی بکنم،اشکی بریزم
تا تصویرت در نگاهم محو شود...
امضا :
maryam
maryam
شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
چندشم میشود از لکه ی انگشت دروغ
خیلی وقت است که "بی تابم..."
دلم تاب میخواهد

و یك هُل محكم

كه دلم هُـــری بریزد پایین

و هرچه در خودش تلمبار كرده ...
امضا :
maryam
maryam
ﺣــــﻮﺍﺳﺖ ﺑـﮧ ﺩﻟﺘــ ﺑﺎﺷﺪ . . .ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫـ ــﺮﺟﺎﯾـﮯ ﻧﮕــﺬﺍﺭ!
ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫــﺎ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻣﯿــﺪﺯﺩﻧﺪ . . .
ﺑــﻌﺪ ڪﮧ ﺑﮧ ﺩﺭﺩﺷـــﺎﻥ ﻧـﺨــﻮﺭﺩ
ﺟـﺎﯼ ﺻـــﻨﺪﻭﻕ ﭘـﺴﺘـــ
ﺁﻧــ ــﺮﺍ ﺩﺭ ﺳﻄﻞ ﺁﺷـــﻐﺎﻝ ﻣﮯ ﺍَﻧﺪﺍﺯﻧﺪ !
ﻭ ﺗــﻮ ﺧﻮﺑــ ﻣـﯿﺪﺍﻧﮯ
ﺩﻟﮯ ﮐﻪ ﺍَﻟﻤﺜﻨﮯ ﺷﺪ! ﺩﯾــﮕﺮ ﺩِﻟــــ ﻧﻤـﯿﺸﻮﺩ....
امضا :
maryam
maryam
دلم تنگ است
دلم میسوزد از باغی که میسوزد
نه بیداری ، نه دیداری، نه دستی از سر یاری
مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری
تمام عمر بستیم و شکستیم، بجز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم بدنبال چه هستیم
عجب آشفته بازاریست دنیا،عجب بیهوده تکراریست دنیا
میان آنچه باید باشد و نیست ، عجب فرسوده دیواریست دنیا
چه رنجی از محبت ها کشیدیم ، برهنه پا به تیغستان دویدیم
نگاهی آشنا در این همه جمع ، ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم
سبکباران ساحل ها ندیدند،به دوش خستگان باریست دنیا
مرا در موج حسرتها رها کرد، عجب یار وفاداریست دنیا
عجب آشفته بازاریست دنیا، عجب بیهوده تکراریست دنیا
میان آنچه باید باشد ونیست ، عجب فرسوده دیواریست دنیا...
امضا :
maryam
maryam
درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ.
گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود .دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید...
خدا گفت:
"راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد."
امضا :
maryam
maryam
ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ …
ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ ,
ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــ ـــــﺎﻥ …
ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ
ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ
ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ
ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ …
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪﻧﯽ ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــﻨﯽ
ﻏﻤﮕﯿــﻦ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ . . .
امضا :
maryam
maryam
باز گشتم به کاغذ ... به قلم ... به آرامش خط ها ...
چه لحظه هایی که درد را نفس کشیدم ...
و از ترس قطرات پر خاطره ی باران ،
در سیاهچاله های ذهنم پناه گرفتم ...
چقدر انگشتانم با قلم غریبگی میکنند ...
"من از درد برگشته ام ..."
برگشته ام که سر بگذارم بر سپید کاغذها
بگریم و بنویسم ...
ذهنم دارد چپ چپ به کلمات نگاه میکند ...
انگار سالهاست ، واژه ندیده ، نگفته ، نشنیده ...
ذهن من مدتهاست باران ندیده ، نور ندیده ...
روح من تنها از مرگ برگشته است ...
امضا :
maryam
maryam
لذت دنیا...

داشتن کسی ست

که دوست داشتن را بلد است.

به همین سادگی...!

این روزها

گفتن دوستت دارم! انقدر ساده است که میشود انرا از هر رهگذری شنید!

اما فهمش...

یکی از سخت ترین کارهای دنیاست

سخت است اما زیبا!

زیباست

برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی

تا بفهمی و بفهمانی...

هر دوره گردی لیلی نیست...

هر رهگذری مجنون...

و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد!

تا بفهمی و بفهمانی...

اگر کسی امد و هم نشینت شد

در چشمانش باید

رد اسمان رد خدا باشد

و باید برایش

از من گذشت

تا به

ما رسید...
امضا :
maryam
maryam
دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره دو مسافر تو مسیر زندگی، دو عزیز دو همدم همیشگی با هم از غروب و سایه رد شدیم، قصۀ‌ عاشقی رو بلد شدیم فکر می‌کردیم آخر قصه اینه، جز خدا هیچ‌کی ما رو نمی‌بینه دو غریبه دو تا قلب در به در، دو تا دلواپس این چشمای تر دو تا اسم دو خاطره دو نقطه‌چین، دو تا دور افتادۀ تنهانشین عاقبت جدا شدن دستای ما، گم شدیم تو غربت غریبه‌ها آخرِ اون همه لبخند و سرود، چشم پُر حسادت زمونه بود دو غربیه دو تا قلب در به در، دو تا دلواپس این چشمای تر دو تا اسم دو خاطره دو نقطه‌چین، دو تا دور افتادۀ
امضا :
maryam
maryam
برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه .. همین که کنارت نفس میکشم

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی

منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه همینکه فکرمی برای من بسه
امضا :
maryam
maryam
بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنتو...
از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنتو...

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست...
ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست...

منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا...
بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا...

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا...
بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دستای سرما...

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه...
حتی ماه به حرمت ما، عاشقونه تر می تابه...

بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگیرم...
سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم...
امضا :
maryam
maryam
همه جا عطرتو پیچیده ، تنها صدای تو را میشنوم ، جایت در کنارم خالیست
شاخه گلی را به جای تو میگذارم تا دیگر جایت خالی نباشد، تا دیگر تنها نباشم…
تمام احساساتم سهم تو است ، جای تو تا ابد ، تا همیشه در قلب من است
کاش برایت کم نباشم ، کاش برایت با ارزش باشم تا حسرتی در دلم نماند، تا با خیال راحت قلبم عاشقت بماند
قلبم تنها با تو زنده است ، تو گلی و نفس میدهی به باغچه دلم…
این تمام احساسات من است ، لیاقتت بیش از اینهاست ، این تمام دار و ندار من است….
در این کویر خشک و بی محبت یافتن گلی مثل تو معجزه بود ،
دیدن باوفایی مثل تو رویا بود، با تو بودن افسانه بود
حالا تو یک معجزه ای در قلب عاشق من ، تو زیباترین حادثه ای که تا ابد میمانی در قلب من…
کاش برایت همیشگی باشم ، همیشه همینگونه باشی و من تو را داشته باشم
تو را داشته باشم برای نفس کشیدن ، برای عشق ورزیدن ، برای ماندن
تو آمدی و دلم از غمها رها شد ، حالا احساساتم با تو زیبا شده ، عشق آمده و دلم غرق در امواج مهربانی هایت شده….
به تو پناه آورده ام ای چشمه زلال دلم ، به تو پناه آورده ام ای بود و نبودم ، مرا در میان خودت بگیر تا اسیر آغوشت شوم ،
امضا :
صفحات: 7 8 9 10 11 انتها ابتدا