http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

maryam فرياد مي زند:
_

مشخصات

موارد دیگر
  • maryam (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 227 پست
  • 28 ديدگاه
  • حالت امروز : شاد و سرحال
  • تاریخ تولد : 1377-03-01
  • جنسیت - وضعیت تاهل : f - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; اصفهان
  • تحصیلات : دیپلم
  • سیگار : نمی کشم

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

کد QR شخصی

[توضیحات]
maryam کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

بازديدکننده

(2140 کاربر)
تبلیغ رایگان
maryam
maryam
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم / اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی / اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم / اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم

اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی / اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی

میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال / میشی برام باغبون میوه های تشنه وکال

میشی برام ماه شبای بی سحر / میشی برام ستاره ی راه سفر

ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی / بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی

برای سعادت شبا شعرامو من داد می زنم / برای خوشبختی تو خدا رو فریاد می زنم
امضا :
maryam
maryam
زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست،
در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست!
زندگی آب روانی است روان می‌گذرد...
آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد
ای که می پرسی نشــان عــشـق چیــست؟
عـــشق چیزی جــز ظــــهور مـهر نیست!
عـــشق یـــعنی مهــر بـی چــــون و چـرا
عـــشق یـــعنی کــــوشــش بـــی ادعــا
عـــشق یـــعنی مهــر بـی امـــا ، اگــــر
عـــشق یـــعنی رفـــتـنِ بــا پـــای ســر
عـــشق یـــعنی دل تـپـیدن بـهـر دوسـت

هــــر کجــا عشــق آیـــد و ساکــن شود
هـــر چـــه نــا ممکن بــود ممکن شـــود
امضا :
maryam
maryam
نداشتن تو

کابوس بغض های گلویم است!

غم لمس باران از پشت شیشه

غم پرواز در قفس است!

نه اینکه از رفتن نگهت دارم

نه اینکه اشک هایم دست به دامانت شود

نه ، بخدا نه ...

فقط گاهی دلم زیادی تنگت میشود ...

نفس هایم در بغض گلو ، نفس کم می آورند

باور کن که شانه هایم

برای تکیه زدن این همه غم

کمی کوچک است ...

شعر چشم های زیبایت

مدتیست بی تو واژه کم می آورد

باور کن ...!
امضا :
maryam
maryam
برای لحظه ی شیرین رویاهای زیبایم

درون بستری از مخمل و دیبا

من تو را با تیشه ی عشقم تراشیدم

به شوقی همچو برق دیدگان تو

به مهتاب درون چشمه پاشیدم

شبی در گوشه ای تنها

شبی مهتابی و روشن

که از غمها تهی بودم

تو را با تیشه ی اندیشه ی شعرم تراشیدم

تنت را در میان چشمه ی مهتابها شستم

نشاندم در میان برق صد الماس

بتی عشق آفرین گشتی

گرفتی روشنی تابنده گشتی

شباهنگام هزاران اختر تابنده و روشن

تو را باید ستایش کرد

تو را باید نیایش کرد

ولی ، اما، دریغا...
امضا :
maryam
maryam
تو کدام گوشۀ زندگیم جا خوش کردی

که به هر طرف میچرخم

خیالم

آیینه گردانِ تصویرت میشود.

دلگرم میشوم

به تکرارِ گرمای لبخندت

و پر میدهم هر چه غم را...
امضا :
maryam
maryam
کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه ی دلخوشی ام بودن توست وچراغ شب تنهایی من نور چشمان تو است کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود عطر آن را با عشق توشه راه گل قاصدکی می کردم که به تنهایی تو سربزند توبه من نزدیکی وخودت می دانی شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت گرمی دست تو را می طلبید...!!!
امضا :
maryam
maryam
برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم...
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم...
اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ،
شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
دوست دارم بدانی ،
حتی اگر کنارم نباشی ...
باز هم ، نگاهت می کنم ...
صدایت را می شنوم و به تو تکیه می کنم
همیشه با منی ،
و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی...
امضا :
maryam
maryam
برای تو می نویسم

برای تویی که تمام تنهاییم پراز یادتوست

برای تویی که احساسم از آنِ وجود نازنین توست

برای تویی که تمام هستی ام درعشق تو غرق شده

برای تویی که هرلحظه دوریت برایم مثل یک قرن است

برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است

برای تویی که عشقت معنای بودنم است

برای تویی که غم هایت معنای سوختنم است

دوستت دارم خوب من
امضا :
maryam
maryam
بر بُلندای قله ی عشق و صداقت نام تورا فریاد می کنم ،

امیدوارانه نامت را می خوانم

و امیدوارم که مرور زمان ذره ای از عشقت در من نکاهد و گذر ثانیه ها

،افزاینده ی مهر و محبتم به تو باشد .

می خواستم زیباترین کلام را به یاری بگیرم ،

تا صمیمانه ترین عشق ها را تقدیمت کنم ، ذهنم یاری نکرد .

پنداشتم که ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست ،

پس ساده و بی تکلف می گویم : دوستت دارم
امضا :
maryam
maryam
اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟

روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟

اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟

ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟

اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟

بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه

اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟

چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟

اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟

بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد!

اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟

توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟

اجازه هست....؟؟
امضا :
maryam
maryam
خداوندا تنها درخواست من از تو این است
روزی که به اغوش تو باز میگردم
اگر جهنم از ان من شد که میسوزم
با جان و دل چرا که حکم منی که دلت را شکستم
و بر تو پشت کردم همین است
اما
اگر بهشتت از ان من شد
هر چقدرهم زیبا انرا به من هدیه مکن
بهشت من تنها یک چیز است
در ان دنیا
باز عشقم را میخواهم
مرا در وجودش بدم تا جای نفسهایش باشم
میخواهم در وجودش بمانم
تا دوری و دلتنگی هایی که از او در دنیایت مرا ازار داد
برای همیشه مرا تسکین دهد
و بدانم از او جدایی ناپذیرم
این ان بهشتی است که من در رویاهایم دارم
امضا :
maryam
maryam
آدمـیــزاد....

غـُــرورَش را خیلـی دوستـــــ دارد،

اگـر داشتــه بـاشــد،

آن را از او نگیـــریــد...

حتــّی بـه امانتـــ نبــریـــد...

ضــربــه‌ای هــم نَـزَنـیــدش،

چــه رسـَـد به شـکسـتـَـن یـا لـِـه کــردن!
آدمـــی غـُــرورَش را خیلـی زیــاد،شـایــد بیـشتـَـر از تــمـام ِ
داشـتـه‌هـایـَش، دوستـــ مـی‌دارد؛
حـالـا ببیــن اگــر خــودَش، غــرورَش را بــه خـاطــر ِ تـ ღــو، نـادیـده بگیــرد، چـه قــَدر دوستتــــ دارد!
و ایـــن را بــفـهـم …

حالا نمیدونم کجـــاے کـــار میــلنگـد؟؟؟
مــن زیــادے دوستتــــ دارم یـــا تــــو زیادے بــ ـی تــوجـّـهــی؟؟؟
مــن زیــادے عـــاشقـــم یـــا تــــو خیلـــــی معمــــولـــ ـی؟؟؟
تصــوراتــم اشتبـــاه استـــ یــا انتظــاراتـــم زیـــــاد؟؟؟
عــزیـــز ِ دوستـــ داشتنـــی ...
تـوجیــهـَـم کـن مــن تحـمــل ایــن همـه دوری را نــدارم...
امضا :
maryam
maryam
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...
برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...
برای تویی که احسا سم از آن وجود نازنین توست ...
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است..
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی...
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...
برای تویی که قلبت پـا ک است ...
برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...
امضا :
maryam
maryam
ی اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.
بیاندیش که اندازه عشق در زندگیت چقدر است؟
آثار عشق در کجای زندگیت است؟

دلم به حال عشق می سوزد
چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام ؟
مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است

رهگذری آرام از کنارم می گذرد و بدون احساسی می گوید : صبح بخیر
صدایش در صدای باد و باران گم می شود و به گوش قلبم نمی رسد

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند

حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند
ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده
به تکاپو می افتی ... در غربت بیابان، در کوچ شبانه پرستوها
در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی.
دیر شده خیلی دیر
امضا :
maryam
maryam
چه قد عاشقی دردسر داره...
بچه که بودم پسرعموم وقتی میومد خونمون انگادنیاروبهم میدادن...
بزرگتر که شدم وقتی میدیدش همه توجهم به لحن صداش وحرکاتاش بود....
بزرگتر که شدم وقتی میدیدمش قلبم به تپش می افتادوسعی میکردم توجهش وجلب کنم
غافل ازاین که اون قلبش برای یکی دیگه میتپید..
.روزچهلم پدربزرگم بود که فهمیدم امیر(پسرعموم)دخترخاله امودوست داره وباهم دوستن ازهمون موقع بود که داغون شدم...
بچه که بودم بادیدنش دنیارو بهم میدادولی حالابادیدنش دنیایی که خودش برام ساخته بودخراب میشد...
حالاهم ازدواج کردن امیدوارم خوشبخت باشه....
امضا :
صفحات: 8 9 10 11 12 انتها ابتدا