http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

hosein

مهربون - جدی و در عین حال شوخ درباره »

مشخصات

موارد دیگر
  • hosein (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 6 پست
  • 0 ديدگاه
  • تاریخ تولد : 1364-10-14
  • جنسیت - وضعیت تاهل : m -

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(17 کاربر)

کد QR شخصی

[توضیحات]
hosein کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

بازديدکننده

(1956 کاربر)
تبلیغ رایگان
hosein
hosein
کوله بارم بر دوش سفرى مى باید،سفرى تاته تنهایى محض هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى فقط آهسته بگو: من خدا را دارم{-31-}{-31-}{-31-}
امضا :
hosein
hosein
. همه روزم خدایا سیریست به تو می اندیشم پی عشق فریبنده و زاینده ، به تومی اندیشم همچو قویی ، به دل دریاچه عشقت که منم نشسته بر موج سوارم ، به تو می اندیشم .
امضا :
hosein
hosein
عشق اول ، عشق پاک اولیاست عشق اول ، داده ایی از رب ماست عشق اول ، روح او به جسم ماست عشق اول ، یک دم از عشق خداست . . .
امضا :
hosein
hosein
آمده ام ای خدا ، جانا تو پناهم بده عاشق فریاد دل ، ربا تو پیامم بده سوگند به تو ای حرمت درماندگان عاشق راهت شدم ، محبا راهم بده .
امضا :
hosein
hosein
آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم
من نمیخواهم،بیا ساقی تماشایت کنم
بیقرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن
کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم . . .
امضا :
hosein
hosein
خداوندا نمی دانم در این دنیای وانفسا كدامین تكیه گه را تكیه گاه خویشتن سازم نمیدانم نمی دانم خداوندا. در این وادی كه عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد. كدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم نمی دانم خداوندا به جان لاله های پاك و والایت نمی دانم دگر سیرم خداوندا. دگر گیجم خداوندا خداوندا تو راهم ده. پناهم ده . امیدم ده خداوندا . كه دیگر نا امیدم من و میدانم كه نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است و لیكن من نمیدانم دگر پایان پایانم. همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم كه آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد. چرا پنهان كنم در دل؟ چرا با كس نمی گویم؟ چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟ همه یاران به فكر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . كه دردم را فرو ریزد دگر هنگامه ی تركیدن این درد پنهان است خداوندا نمی دانم نمی دانم و نتوانم به كس گویم فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی من خون دل دارم. دلی بی آب و گل دارم به پو چی ها رسیدم من به بی دردی رسیدم من به این دوران نامردی رسیدم من نمیدانم نمی گویم ن
امضا :