http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

alireza فرياد مي زند:
_

مشخصات

موارد دیگر
  • alireza (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 806 پست
  • امتياز: 872.1
  • 782 ديدگاه
  • حالت امروز : مهربون
  • تاریخ تولد : 1370-03-04
  • جنسیت - وضعیت تاهل : m - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; گلستان
  • تحصیلات : لیسانس
  • شغل : دانشجو-اشپزخانه مرکزی
  • وزن: 75 - قد: 184
  • وضعیت خدمت : نرفته ام
  • سیگار : نمی کشم

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(62 کاربر)

کد QR شخصی

[توضیحات]
alireza تاکنون 1 کاربر را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 دعوت کرده است.
براي افزايش کاربران دعوت شده از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

برچسب ‌های کاربردی

بازديدکننده

(9041 کاربر)
تبلیغ رایگان
alireza
alireza
دوستت دارم:

نه لیلی وار

نه چون شیرین

نه چون عذرا !

دوستت دارم:

چون پیامبری، خدایش را!
امضا :
alireza
alireza
دیریست مرا یارای سخن گفتن نیست

یارای به راه پر مغیلان رفتن نیست

یاران مرا از جدایی مترسانید که من خود

دانم قانون رفاقت جز عهد گسستن نیست

مرا هراسی از راز دل گفتن نباشد

پل امیدی به پیمان یار بستن نیست

ای عاشق زار تا زمان مگذشته کاری کن

که در پیری دگر ترا توان جستن نیست

باز آی به دیار صابر پرده از راز خویش بردار

که دیگر ترا طاقت این راز نهفتن نیست
امضا :
alireza
alireza
بیــا گناه ندارد بــه هم نگاه کنیم

و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم !

نگاه و بــوسه و لبخند اگــر گناه بود

بیا که نامه‌ی اعمال خود سیاه کنیم

بیا به نیم نگاهی و خنده‌ای و لبی

تمــــام آخرت خویش را تبـــاه کنیم

به شور و شادی و شوق و ترانه تن بدهیم

و بار کــــوه غـــــم از شور عشق کاه کنیم

و خوش‌خوریم و خوش‌بگذریم و خوش باشیم

و تف بـه صورت انواع شیـــخ و شـــاه کنیم !!

و زنده‌زنده در آغــوش هــــم کباب شویم

و هرچه خنده به فرهنگ مرده‌خواه کنیم

برای سرخوشی لحظه‌هات هم که شده است

بیــــا گنــــاه ندارد بـــــه هـــم نگــــاه کنیم
امضا :
alireza
alireza
لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست
هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست

هر جا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست

ای در قفس افتاده ، افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست

از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست

هر کس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست

ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست
امضا :
alireza
alireza
عشق

عشق یک واژه ی زلال است ، تو باید باشی

قلب من زیر سوال است ، تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزلخوان هم گفت...

زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی...
امضا :
alireza
alireza
بچه ها عشق قشنــگ است ولـی
سهم عاشق دل تنــگ است ولـی

بین معشـــوقه و عاشــــق گه گـاه
زندگی صحنه ی جنــگ است ولـی

دل معشـــــوقه و عاشـــــق با هـم
مثل آیینـــــه و سنــــگ است ولـی

با سیــــاهی و سفیــــــدی ترکیـب
عشق یعنی که دو رنگ است ولی

درد بسیــــار شکســــت عشقـــی
بدتـــــــر از زخم پلنــــگ است ولـی

دوستــــــانم همه تان می دانیــــــد
عشق بی زور تفنـــــگ اسـت ولـی

خودمـــــــانیم بـــــــــدون عشقــــی
کـــــــار دنیا همه لنــــگ است ولـی

بچه ها بـا همــــه ی ایـــــن اوصــاف
بخـــــدا عشق قشنــــگ است ولی
امضا :
alireza
alireza
موضوع من وقتی تو باشی
سر فصلهایم
با حرف بــ آغاز خواهد شد
با بوسه و باران
و با به نام تو
و با بهارم باش
وقتی الفبای من از لب‌های تو سرچشمه میگیرد
دیگر بجز بــ هیچ حرفی نیست.
امضا :
alireza
alireza
برایم کتابی بخوان
کتابی که هر واژه‌اش عطر مخصوص دارد
و هر صفحه‌اش ابتدای بهار است
و هر فصل آن، شاخه‌ای از رسیدن.

کتابی که بوسیدنت را
به باران بدل می‌کند
و خندیدنت را
به دریای آرام.

برایم کتابی بخوان با سرانگشت‌هایت.
امضا :
alireza
alireza
خوشا چون سروها استادنی سبز

خوشا چون برگ ها افتادنی سبز

خوشا چون گل به فصلی سرخ مردن

خوشا در فصل دیگر زادنی سبز
امضا :
alireza
alireza
برزخ ،

بی شک

همین روزهای من است

که بی تو می گذرد.
امضا :
alireza
alireza
این روزها

بیشتر از همیشه

شعر می خوانم

باید مطمئن شوم

قبل از من

تو را

نسروده باشند.
امضا :
alireza
alireza
درون واژۀ این دل

اگرچه در ظاهر جز دو حرف کوچک نیست

هزار حرف و صداست

هزار آه نگفته

هزار راز نهفته

هزار راه نرفته

به ژرفناکی تاریخ

به وسع قدمت اجداد

خروش و ولوله برپاست

چه فکرهای نکرده

چه خواب های ندیده

چه رنگ های پریده

امیدهای بریده

درون واژۀ این دل

همین صراحی کوچک

چو آب در دل شیشه

عیان و ناپیداست.
امضا :
alireza
alireza
در تمام حنجره هایی که تو را می خوانند

قناریِ کوچکِ دست آموزی هست

که دفتر نُت های مرا

دوره می کند هر شب.
امضا :
alireza
alireza
چه فرقی می کند

من عاشق تو باشم

یا تو عاشق من؟!

چه فرقی می کند

رنگین کمان ...

از کدام سمت آسمان آغاز می شود؟!
امضا :
alireza
alireza
ترجمۀ بوسه های تو

شعرهاییست که ...

دهان به دهان

نسل در نسل

در هزارۀ تاریخ می پیچد.
امضا :
صفحات: 5 6 7 8 9 انتها ابتدا