http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

alireza فرياد مي زند:
_

مشخصات

موارد دیگر
  • alireza (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 806 پست
  • امتياز: 872.1
  • 782 ديدگاه
  • حالت امروز : مهربون
  • تاریخ تولد : 1370-03-04
  • جنسیت - وضعیت تاهل : m - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; گلستان
  • تحصیلات : لیسانس
  • شغل : دانشجو-اشپزخانه مرکزی
  • وزن: 75 - قد: 184
  • وضعیت خدمت : نرفته ام
  • سیگار : نمی کشم

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(62 کاربر)

کد QR شخصی

[توضیحات]
alireza تاکنون 1 کاربر را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 دعوت کرده است.
براي افزايش کاربران دعوت شده از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

برچسب ‌های کاربردی

بازديدکننده

(9049 کاربر)
تبلیغ رایگان
alireza
alireza
درد یعنی‌ سرت به همون سنگی‌ بخوره که به سینه میزدی …
امضا :
alireza
alireza
دخـــــــــــــــــــــــتری
که تمام دغدغه اش
ست کردن رنــگ لـباس و رژ لبش می باشد
چه می داند از درد های یک مرد…
امضا :
alireza
alireza
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میـــــــــــــله ها
با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد
امضا :
alireza
alireza
دیگر بوی آدمیزاد نمی دهیم !
گرگ ها هم برای خوردنمان ناز میکنند …
امضا :
alireza
alireza
حوا بودن تاوان سنگینی دارد …
وقتی آدمـ ها برای هر دمـ و بازدمـ
هوا نیاز دارند …
امضا :
alireza
alireza
چه فرقی می کند…
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد،
تو هم دلقکی..!
امضا :
alireza
alireza
به جرم وسوسه…
چه طعنه ها که نشنیدی حوا…!
پس از تو…
همه تا توانستند آدم شدند…!
چه صادقانه حوا بودی…
و چه ریاکارانه آدمیم!
امضا :
alireza
alireza
خودت باش،
کسی هم خوشش نیومد…
نیومد…
که نیومد!
اینجا مجسمه سازی نیست!
امضا :
alireza
alireza
گاهے سکــــــــوت ، همان دروغ است !
کمـــے شیک تر، روشنفکــرانـه تر
و با مسئولیت کمتر !
امضا :
alireza
alireza
این روزها
با میکاپ
کوسه ها، پری دریایی می شوند . . .
آهای تو که پشت پنجره قلبم آواز می خوانی،
دندان هایت را نشان بده . . .
امضا :
alireza
alireza
تنهــایـم …
اما دلتنگ آغــوشی نیستــم…
خستــه ام …
ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم…
چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز…
ولــی رازی نـدارم…
چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم…
فقط خیلـی هـا را دوست دارم …
امضا :
alireza
alireza
در این هیاهوی خلق
که پُتک بر آرامش ات میزند
دلم پیاده رویی میخواهد , بارانی!
دست خودم را بگیرم
برویم صحبت کنان
تا انتهای گریستنِ آخرین ابرِ زندگی!
نفرین به اجتماع
که نمی گذارد صدا به صدا برسد!
امضا :
alireza
alireza
یک عالمه اتفاق دوره ام کرده اند
نه می افتند…
نه می روند…
فقط می رقصند!
امضا :
alireza
alireza
خدایا . . .
سیب که شیرین است
سهل!
تو بگو، زهر!
هرچه که باشد . . .
بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . . .
تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون . . .!
امضا :
alireza
alireza
از آن جمــــــــــــــــله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد …
حال هر طور می خواهی
تفسیـــــرم کــــــــــــــن !
امضا :
صفحات: 8 9 10 11 12 انتها ابتدا