http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

حسین 1440 فرياد مي زند:
_

حسین 1440

عبدالله الحقیر المسکین مستکین المستجیر درباره »

مشخصات

موارد دیگر
  • حسین 1440 (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 2 پست
  • 0 ديدگاه
  • حالت امروز : مهربون
  • تاریخ تولد : 1365-08-11
  • جنسیت - وضعیت تاهل : m - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; خوزستان
  • تحصیلات : لیسانس
  • شغل : فرهنگی
  • وزن: 70 - قد: 173
  • وضعیت خدمت : معاف
  • سیگار : نمی کشم
  • مدل گوشی : ترکیده!!
  • مدل ماشین : بخدا ندارم
  • علاقه مندی ها : بوی خوش، چهره ای که آرامش بخش باشه

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

کد QR شخصی

[توضیحات]
حسین 1440 کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.
تبلیغ رایگان
حسین 1440
حسین 1440
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟؟
آنقدر مات که حتی مژه بر هم نزنی؟؟
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی!!
امضا :
حسین 1440
حسین 1440
باز آن احساس گنگ و آشنا در دلم سیر و سفر آغاز کرد باز هم با دست‏های کودکی سفره‏ی تنگ دلم را باز کرد باز برگشتم به آن دوران دور روزهای خوب و بازی‏های خوب قصه‏های ساده‏ی مادربزرگ در هوای گرم شب‏های جنوب رختخوابی پهن، روی پشت‏بام کوزه‏های خیس، با آب خنک بوی گندم، بوی خوب کاهگل آسمان باز و مهتاب خنک از فراز تپه می‏آمد به گوش زنگ دور و مبهم زنگوله‏ها کوچه‏های روستا، تنگ غروب محو می‏شد در غبار گله‏ها های و هوی کوچه‏های شیطنت دست دادن با مترسک‏های باغ حرف‏های آسمان و ریسمان حرف‏های یک کلاغ و چل کلاغ روزهای دسته‏گل دادن به آب چیدن یک دسته گل از باغچه جست‏وجوی عینک مادربزرگ توی گرد و خاک روی طاقچه فصل خیش و فصل کشت و فصل کار فصل خرمنجا و خرمن‏کوب بود خواندن خط‏های در هم توی ماه خواب‏های روی خرمن خوب بود روزهای خرمن افشانی که بود خوشه‏‏ها در باد می‏رقصید شاد دانه‏های گندم و جو را ز کاه پاک می‏کردیم با آهنگ باد در دل شب‏های مهتابی که نور مثل باران می‏چکید از آسمان می‏کشیدیم از سر شب تا سحر بارهای کاه را تا کاهدان آسمان‏ها در مسیر کهکشان ریزه‏های ماه را می‏ریختند اسب‏ها از بارشان، در طول راه ری
امضا :