http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

حامد

در راه ِ رسیدن به تو، گیرم که بمیرم اصلاً به تو افتاده مسیرم، که بمیرم یا چشم بپوش ا.. درباره »

مشخصات

موارد دیگر
  • حامد (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 429 پست
  • 235 ديدگاه
  • حالت امروز : مهربون
  • تاریخ تولد : 1367-02-18
  • جنسیت - وضعیت تاهل : m - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; خراسان رضوی
  • تحصیلات : لیسانس
  • شغل : دانشجو
  • وزن: 70 - قد: 188
  • وضعیت خدمت : رفته ام
  • سیگار : نمی کشم
  • مدل ماشین : النترا
  • علاقه مندی ها : M6.A5.FF.4Z.X6.S500.XL SPORT.FERRARI 458.VEYRON.EGOISTA

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(77 کاربر)

کد QR شخصی

[توضیحات]
حامد کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

برچسب ‌های کاربردی

بازديدکننده

(7070 کاربر)
تبلیغ رایگان
حامد
حامد
از دل 

همه را تکانده ام

الا تو ☝
امضا :
حامد
حامد
اینقدر لبانت را قرمز مکن

ما را توان مقابله با

ارتش سرخ نیست!

"مهدی_موفق "
امضا :
حامد
حامد
آسمان که می گرید،
سنگفرش خیابان استیج ما میشود.
دستانم گودیِ کمرت را قلاب میشوند و
خلاف عقربه زمان فارغ از دنیا میچرخانمت
پچ پچ مردم را ول کن.
حرفشان به چای داغ بعدش هم نمی ارزد
وقتی از موهای خیست آب چکه میکند
به روی لبانم


امضا :
حامد
حامد
عمری که سوخت پای دلت، قابلی نداشت

هر چند من برای تو از جان گذاشتم...
امضا :
حامد
حامد
من برایش مثل کودک ذوق می کردم ولی

مدتی با خنده هايم خاله بازی کرد و رفت...
امضا :
حامد
حامد
ميخواهم از چشمـان تو تصوير بردارم
يعنى نگــاهت رابه ذهنم خوب بسپارم

دريا؟چمن؟خورشيد؟نه! يك آسمان شايد
سخت است روى چشمهايت اسم بگذارم...
امضا :
حامد
حامد
هرچند پیش روی تو غرق خجالتند
چشمان این غریبه فقط با تو راحتند

بانو...به بی قراری شاعر ببخش اگر
این شعرها به حضرت چشمت جسارتند

آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران
لبخندهات...حس نجیب زیارتند

دور از نگاه سرد جهان...دست های من
با بافه های موی تو سرگرم خلوتند

دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد
از حرف دل پُرند...اگر بی شکایتند

بی خواب کوچه گردی و بدخوابی ام نباش
دلشوره های هر شبم از روی عادتند

هی کوچه...کوچه...کوچه...به پایان نمی رسم
شب های سرد و ابری من بی نهایتند...!

اصغر معاذی
امضا :
حامد
حامد
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
تا دارمت، نگاه به مردم نمی کنم...

در گیر و دار تلخ رسیدن به عشق،
حتی به جان خویش،ترحم نمی کنم...

این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود،
هرگز به این بهار تبسم نمی کنم...

من در بهشت عشق تو ادم شدم، ولی
خود را خراب خوردن گندم نمی کنم...
ای بهترین بهانه برای نمردنم...
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم...
امضا :
حامد
حامد
هـر جا چراغی روشنه.....از ترس " تنها بودنه"

ای ترس تنهایی من !....اینجا چراغی روشنه

اینجایکی از"حس شب"...احساس وحشت میکنه

هر روز از"فکر سقوط"...با "کوه"صُحبت میکنه

جایی که من تنها شدم...شب قبله گاه آخره

اینجا تواین قطب سکوت...کابوس طولانی تره

من"ماه" میبینم هنوز....این کور سوی روشَنو

اینقدر سوسو میزنم...شاید یه شب دیدی مَنو...
امضا :
حامد
حامد
قرار بود
اسمم برای بچه های تو مادر باشد
اسمت برای بچه هایم....
نشد!
بچه های ما مارا نمیشناسند...!
روزی
دخترت از تو اسمم را میپرسد!
روزی که
با ترانه ای قدیمی
به نقطه دور خیره می مانی
و من
از چشمهایت
میچکم.....!

امضا :
حامد
حامد
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ ﮐﻮﻟﺮ ﻣﻴﮕﻪ
ﺁﻗﺎ ﮐﻮﻟﺮﻣﻮﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ میاین ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻤﻴﺮ؟
ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ : ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻮﻟﺮﺗﻮﻥ ﺁبیه؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺭﺵ ﺁﺑﻴﻪ ﻭﺳﻄﺶ ﺳﻔﻴﺪﻩ !!
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻳﻨﻮ ﺑﺬﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ
امضا :
حامد
حامد
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد

تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت
از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد

مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد
مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد

بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟
بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد

کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سرد
بوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...
امضا :
حامد
حامد
چون شبی دیدم تو را در خواب پهلوی خودم


بعد از آن شب باز می خوابم به پهلو بیشتر..!!
؟؟؟
امضا :
حامد
حامد
زیر این چرخ فلک انگار سر درگم شدیم

عشق را بازیچه و هم بازیه ی مردم شدیم

از وفاداری بدورو ماندیم ودشمن گشته ایم

نان جو خوردیم و لی ما شکل آن گندم شدیم
امضا :
حامد
حامد
تو همانی که درآورده دگر گندش را
وختِ نوشیدن چایی بجود قندش را

حال من چون پدری ذلّه ز دست تو که حیف!
نکشیده ست به روی تو کمربندش را

نخورد آبِ خوش، آن آدمِ زندانی که
برود لو بدهد چاقوی هم بندش را

از حریصان کمین کرده، رکب خواهد خورد
هرکه تارف بزند چیچک و فرمندش را

منم آن عاشق بیچاره که هی خرج تو کرد
پول و انگشتر و دسبند و گلو بندش را

دل من با همه صاااف است، به جز شخصی که
رفته بخشیده به یک تُرک ، سمرقندش را

اس ام اس های تو را دیده پدر در گوشییم
ترسم این است کند کشف، فرستنده ش را

بخت بد توی جهان ، ما "ما_را_دو_نا" نشدیم
خوش به حالش! نگرفتند از او هَندش را

منم آن فرد که معشوووق به هنگام دروغ
خورده بر جانِ منِ جن_زده، سوگندش را

نفیسه سادات موسوی
امضا :
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 انتها