http://uploada.ir/images/2xmnob92pk6g646g6ubu.gif

#جامعه مجازی آنلاین 98 هنوز عضو نشده ايد؟؟! به ما بپيونديد

banoo فرياد مي زند:
_

مشخصات

موارد دیگر
  • banoo (آفلاين)
  • تعداد پست ها : 226 پست
  • 75 ديدگاه
  • حالت امروز : بیخیال
  • تاریخ تولد : 1376-05-20
  • جنسیت - وضعیت تاهل : f - مجرد
  • مذهب - دین : اسلام
  • شهر ; تهران
  • وزن: 45 - قد: 165
  • مدل گوشی : apple
  • علاقه مندی ها : عشق من فقط رقص...

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(33 کاربر)

کد QR شخصی

[توضیحات]
banoo کسي را به جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 معرفي نکرده است.
براي دعوت کاربران ومعرفي جامعه مجازي جامعه مجازی آنلاین 98 از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نماييد.

بازديدکننده

(4031 کاربر)
تبلیغ رایگان
banoo
banoo
یه دوش آب گرم

یه لباس راحت

یه موسیقی ملایم

یه چای تازه دم

به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه..
امضا :
banoo
banoo
مـن…!
مـرا که میـشنـــــــــاسـی؟!
خـودمــــــــــم…
کسـی شبیــــــــــه هیچــــــــکس!
کمـی کـه لابـه لای نـوشتـه هـایـم بـگـردی پیـدایـم میکنـی…
مهـــــــــــربـان، صبــــــــــــور
کمــــــــــی هــــــــــم بهـانـــــــــــه گیـر …
اگـر نوشتـه هـایـم را بیـابـی ،
منــــــــــــم همـان حـــــــــــــوالـی ام....
امضا :
banoo
banoo
اگر خودکشے گنآه نبود

و مے دآنستمـ زندگے مجددے در كآر نیستـ

تآ بہ حآل خود رآ زیر خآکـ کرده بودمـ

حیفـ كہ از قبر مے ترسمـ .....
امضا :
banoo
banoo
بعضی وقت ها که ..

ازت ناراحت میشم یا عصبانی ..

بهت میگم برو به زندگیت برس

همه بدنم میلرزه نکنه بری ..

و وقتی که بهم میگی :

زنــــــــــدگی من تـــــویی

کجا برم ؟؟ پیش زندگیمم

انگار دنیــــــا رو بهم دادند.
امضا :
banoo
banoo
میخوآهم برآیـت تَنهــــایی رآ مَعنــی کنمـ !

در سآحِلــ کنار دریــآ ایستاده ای , هوای سَرد, صدای مـُـوج

اِنتــــظار اِنتــــــظار اِنتظـار....

بـــِ خودَتـ می آیی...

یادت می آید نه کَســـی استـــ که از پُشتــ بـَغلتــ کُند

نـَ دَستیــ که شانــــه هایتــ رآ بـگیرد

نـَ صِدآیــیـ که قشنــگــ تـَر از صدآی دریــــآ بآشـد..!.

اِسـمـ ایـن تـَنـهــآیـیــ اَستــ
امضا :
banoo
banoo
می بخشم کسانی را که هرچه خواستند بامن ،

بادلم و با احساسم کردند

و مرا در دور دست خودم تنها گذاشتند

اما از آنها سپاسگذارم که یادم دادند:

چطور زندگی کردن را

حتی اگر بهترین ها را از دست بدهم

این زندگیست که بهترینهای دیگر را برایم میسازد

یادم دادند:

آنرا یخواهم که به التمـــاس آلوده نباشد ...

حتی زندگی

پروردگـــارا

به من بیاموز در طول عمرم

آهی نکشم برای کسانیکه دلـــم را شکستند
امضا :
banoo
banoo
این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی . . .

خسته می شوند از رنگ تکراریت،

این روزها دوره ی رنگین کمان هاست...!!!

کاش از اول میدونستم بازیچه ام

احمق بودم خودم رو یکدونه تو فرض میکردم!
امضا :
banoo
banoo
دوره ،دوره ی گرگهاست …

مهربان که باشی ، می پندارند دشمنی!


گرگ که باشی ، خیالشان راحت میشود از خودشانی!!!

ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم
امضا :
banoo
banoo
حــــــســـ ــخـــوـبــــیـہ بـــہ خـــوבتــــ مــیـآے و مے بینے بـــہ کـــسے

کـــہ رهَـــآ تـــ کـــرבهـــ ، بـــב جـــوریے بهتـــ ظـلمـــکـــرבهــ ،

בیگـِــہ نـَــہ

نـــیازے בآرے و نـَــہ احســـاســـے ...

وَلـَــــے اوـטּ از بـــے تو بـــوבטּ مـــیمیـــره ..
امضا :
banoo
banoo
یـِک لـیوآن بـغــض و یـِـک مـشت قـرص خـوآب آور!

دلـم کـه مـرده است ..

بــگذآر ایـن چ ــشم هـارآ هـم خـوآب ڪـنم!

خـسته ام از بـس ڪه دیدمـش و مـرا نـدید،

ـاز بـس ڪه خوآستـمــش ـو مـرا نـخـوآست، ـاز بــس کــه.....

بیخیــــــــآل خـسته ام خــسته
امضا :
banoo
banoo
بــہ بعضیا باید بگــے :عزیزم تـפ رפی پاهات نمیتـפنــے وایســے ! چــہ برســہ رפ حرفاتـــ !
امضا :
banoo
banoo
چقدر قلبت زیباست

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی
با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست
ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی همتایت
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی
همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم
همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند
چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را
گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زیباست...
چه بی انتهاست قصر عشق تو و
امضا :
banoo
banoo
من را ببین!

نگاهم را بخوان...

می دانم!

به دلم افتاده...

من را ، از هر طرف

که بخوانی ام!

نامم بن بستیس، بر دیواری بلند

من ، سالهاست

دل بسته ام به طنابی،

که هروز لباس عشق، نم چشمانش

خیس میکند!

و بر حیات خانه ی ، حیاط زندگی اش پهن

می کند!

به فال نیک گیرم...

برایـم،

به دروغ

پایت را میکشی

وسط ، تمام بازی های کودکانه...

معـرکه میگیری

و چه کودکـانه، هربار

بیشتــر بـاور میکنـم ،

لباسهای خیست را،

من ته کوچه!

در انتظارت نشسته ام!
امضا :
banoo
banoo
باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد

میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.

و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد.

وباز قصه پر غصه تکرار ....

روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده

و شاخ و برگ تماشایی داشتم .

عاشق شدم . . . !!!!

عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!

و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور

تبر او کردم و چه راحت شکستم ، بی صدا خورد شدم ،

چه دیر فهمیدم بی رحم است دل سنگ هیزم شکن

و سخت تر تبر او که سوزاند تنم را ، حالا دیگر زنده نبودم

درخت نبودم ، در چشمان سرد او فقط هیزم بودم و بس

سرنوشتم چه بود ؟

حالا که نه درخت بودم و نه سایه ای داشتم و نه ریشه ای

نه برگی و نه مهمان ناخوانده ای که بر روی دستانم بنشیند

و برای دل کوچکش آواز بخواند و بر خود بلرزد و با آهی سرد

دوباره پر باز کند و به اوج برود

و چه ناجوانمردانه تکه های خرد شده ام در شومینه

رو به چشمانش آتش گرفت و او فقط لذت برد

من در آتش میسوختم و او . . .

و حالا زغالی بیش نیستم و خطی شدم بر

خطوط یخ زده ورق تا شاید ماندگار باشم و همه بدانند

روزی درختی بودم تنومند که عشق
امضا :
banoo
banoo
کاش می شد روی خط سرنوشت

روزهای با تو بودن را نوشت..

سرنوشت , ننوشت

گر نوشت , بد نوشت

اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !
امضا :
صفحات: 4 5 6 7 8 انتها ابتدا